خاطره گویی
خاطره گویی
جواد کاند-کربلای5
.:: خاطره گویی توسط آقای جواد کاند از عملیات کربلای 5 ::.
عملیات کربلای پنج در منطقه عمومی شلمچه بود ، گردان پدافد حدود سی قبضه توپ در منطقه داشت و یک تعداد قبضه زمین زمین به زمین داشتیم که در خط برای شب اول گذاشته بویدم که برای زدن دژها بود و عملیات حدود ده الی یازده شروع شد و چند قبضه ای که در خط بود بچه ها واقعا" عاشقانه کار کردند و جدا" بچه ها ان شب ایثار عجیبی کردند ، دشمن روی دژ مقابلش حدود ده الی دوازده قبضه چهار لول و تک لول و سلاحهای مستقیم زن دیگری داشت و بچه ها با این همه قبضه درحال مقاومت کردن بودند ، دژ محور سید الشهدا دو قبضه 23 و دو قبضه 5/14 ، سه قبضه 106 دو الی سه قبضه اس پی چی و دو دستگاه تانک بود ، در مقابل این همه سلاحهای عراق بچه ها کار می کردند آن شب تا 8 صبح عملیات بچه ها مداوم با این قبضه ها می زدند ، قبضه بر اثر زیاد زدن گلوله متعلقات قبضه ترکیده بود ، صبح عملیات به ما اطلاع دادند که آتش نریزید خط شکسته شده است قسمت گردان حضرت زینب (ص) بود که عراق مقاومت زیادی می کرد به محض اینکه گفتند خط شکسته است ما بچه ها را جمع و جور کردیم و سوار قایقها کردیم و به آن طرف رفتیم سلاحهای دیگری در آن طرف بدست آمد و بچه ها شروع بکار کردند که در نخلستان گردان زهیر ، شهید داود حیدری ، گردانشان در نخلستان درگیر بودند به آنجا رفتیم تعدادی 4 لول بود بچه ها مقداری با انها کار کردند و مدتی به دلالی مختلفی که عقب نشینی و پیش روی می شد این قبضه ها دروسط ماند بعد از مدتی که بچه ها با آن کار کردند براثر خوردن خمپاره و غیره از بین رفتند . در این محور حدود 4 الی 5 روز که لشکر پیش روی می کرد پدامتد می کرد من هم حضور داشتم که بعد من مجروح شدم و 2 الی 3 روزی در بیمارستان بودم بعد از اینکه از بیمارستان آمدم لشکر ماموریت در شلمچه گرفته بود ما در منطقه شلمچه هم گردانهای لشکر هر شب تکدر آنجا می کردند و پدامتد می کردند یک حالتی خاصی را داشت در آنجا هر شب درگیری بود .
چون پهلوی را بچه ها از اروند می گرفتند عراق هم فشار زیادی در آنجا می آورد ، این بود که هرشب این منطقه شلمچه درگیری عجیبی بود در این عملیات فشار نیروی هوایی عراق مطمئنا" مثل عملیات والفجر هشت بود ولی عملیات والفجر هشت وسعت زیادی بود ولی عملیات در اینجا وسعت عملیات کم بود تعداد هواپیماههای عراق زیاد بود و همچنین سقوط هواپیمای عراقی در این عملیات بیشتر از عملیات والفجر هشت بود در اینجا حدود آماری که قرارگاه داده بود 300 قبضه پدامتد در این منطقه از یگانها و نیروی هوایی توپ پخش بود و حدود سه پایگاه موشکی سپاه و ارتش بود و هواپیمای زیادی در این منطقه ریختند از جمله 5 فروند از آن هواپیما گردان پدامت لشکر 10 سید الشهدا مورد اصابت قرارداد وقتی به هواپیما موشک اصابت می کرد سرعت عمل موشک خیلی زیاد است خلبان هم مطمئنا" می بیند در رادار موشک را می بیند که به سمت هواپیما می آید ولی قبول نمی کند موشک به هواپیما برخورد می کند . به حرحال به یک نحوی خودش را گوب می زند هواپیما را از دست موشک فراری دهد زمانی که موشک به هواپیما اصابت می کند راهی برای فرار خلبان وجود ندارد ، یک لحظه هواپیما منحدم می شود خصوصا" هواپیمایی که دارای بمب باشد و هنوز بمب خودش را تخلیه نکرده باشد در یک لحظه در آسمان حتی گلوله پدامتد به آن اصابت کند منفجر می شود . گلوله های پدامتد وقتی به هواپیما می خورند گاهی مکان حساس نمی خورد که هواپیما همان لحظه منحدم شود ، مثلا" در مخزن بنزین ، و یا موتور و یا جاههای حساس دیگرش و یا کابین جایی می خورد که باز فرصت را به خلبان می دهد از هواپیما به پایین پرت شود .








